Build your own keyword analysis with our tools
SEO Report
Server Infos
Backlinks

HTML Analysis

Page Status
 

Found

Highlighted Content
Title

زیباترین شعرهای عاشقانه

Description

زیباترین شعرهای عاشقانه - وقتی دلگیری و تنها - زیباترین شعرهای عاشقانه

Keywords

زیباترین شعرهای عاشقانه,b10411, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs

H1

H2

H3

H4

H5

Text Analysis

Cloud of Keywords from all content
High relevance
 

از را که بهامین ظهر تو می در چه همه دل هم یک این های شد عشق اگر سال تا ای عوض بینی آمده، بی وقتی خود بودم سر شب دلت جا غم شنبه چشم کن مرا تیر1391 اين دلم برای

Medium relevance
 

شدم رسیدم نیست آسمان هوای گل خانه پر روی غزل غیر نیستم هله افتادم بهار افتاد شکست بود هر عمر آیینه سرخ سخنی مست شرح بازارم سکوت شعر خیره فرو خواب هیچ بردی یا مال دور اردیبهشت1392 کوچه تمام خودت خریدی تـو خرداد1391 بگذار دوستت رونق عاقبت جنون شعرهای کـه شهر عجب درد گفته نمیدانم کور چاله نمی فریاد ﺑﺮﺍﯼ

Low relevance
 

بود هر عمر آیینه سرخ سخنی مست شرح بازارم سکوت شعر خیره فرو خواب هیچ بردی یا مال دور اردیبهشت1392 کوچه تمام خودت خریدی تـو خرداد1391 بگذار دوستت رونق عاقبت جنون شعرهای کـه شهر عجب درد گفته نمیدانم کور چاله نمی فریاد ﺑﺮﺍﯼ روز همین ببر عهد زخمی خویش آرزو بايد سرت آرام مـن دوباره دستم چنگ فروردین1392 هـم بار خسته زد حسرت اردیبهشت1391 برو پنجشنبه تاب پنجره نیستم با بچه خرداد1392 میخواهد هايت راه تفهیم بـدم اتهام روزی مرگ بستم جا-تو،همه افتاد  بسیار داد تنم چرا تر بده بگو سرش میلادت خویش، صدا،هرچه آبان1391 دلتنگی هوا خودم هزار هایی بوسه پرواز دست که؟ زیستنم اینهمه ست لحظه روزگاري هایم باد مهر1391 یکی تیر1392 شنید میان رحم دوشنبه آخر دیدم مثل دی1391 قيمت تازه هی حالم مساله باید سرخت باغ رفتن مرداد1391 شیشه‌یِ وبلاگ سفرهء لبهاي پیش قفس منتظر باران زیباترین ساعت فاصله لب آغوش هـای شود كه مـی است خيابان تنگ آمد آن دیگر گفتی دنيا تـا بگـذار دانستم اندازه ديدن کجا تــــوی همهمه جان بـروم تنها

Very Low relevance
 
روز همین ببر عهد زخمی خویش آرزو بايد سرت آرام مـن دوباره دستم چنگ فروردین1392 هـم بار خسته زد حسرت اردیبهشت1391 برو پنجشنبه تاب پنجره نیستم با بچه خرداد1392 میخواهد هايت راه تفهیم بـدم اتهام روزی مرگ بستم جا-تو،همه افتاد  بسیار داد تنم چرا تر بده بگو سرش میلادت خویش، صدا،هرچه آبان1391 دلتنگی هوا خودم هزار هایی بوسه پرواز دست که؟ زیستنم اینهمه ست لحظه روزگاري هایم باد مهر1391 یکی تیر1392 شنید میان رحم دوشنبه آخر دیدم مثل دی1391 قيمت تازه هی حالم مساله باید سرخت باغ رفتن مرداد1391 شیشه‌یِ وبلاگ سفرهء لبهاي پیش قفس منتظر باران زیباترین ساعت فاصله لب آغوش هـای شود كه مـی است خيابان تنگ آمد آن دیگر گفتی دنيا تـا بگـذار دانستم اندازه ديدن کجا تــــوی همهمه جان بـروم تنها سوخت ساده ترس زندگی رسید بچه قصه چتر بود که کوتاهمان پر آبی و بیاید بچه سال باران عبور مانده مقبره رومشاید کنمبردار مرهمی کنمهرشب پیرهنم آفتابشمع کنم ع قدیم سوختنم بیاربگذار وصله مخواه کفنم کنممن هنوز دیشبمفرصت سروداز کنمبگذار شاعرانه بمیرم بسرایم شمعِ شاید تمثیل كن،كه عطا راحت گلرویی پنجشنبه هاتبی چلچله باشدزلالی بود ی کنم نفهمی اندكی خدایا داوودی شنبه کنمیک دهنم حرفِ لهجه کهنم کنماین چلچراغ صـورتـی سوت خیال بزنی در بخندی که پشت افکاری نوازش شوی و بدهی دراز استراحت بکشی دست هایت بگذاری به زیر ذهنت کشیده عـذاباز بریـده گـریـه هـرشبـه بـرایـم رختـخوابده عـاصی منــجلاب بگویی اند آن بمانند حسين پناهي دوشنبه افکارت پشتِ سبز راهت شدمتمهیدی، تولد فکریتا ای، جلو دیگری مچاله دلتنگیتقلبم کندنمی پایان وگرنهاز دوبارهدر شمایلی کاغذ تکه بنویسی تعطیل است   و بچسبانی گندمزارو چیزهای باید رویِ شوم دیگرعاشقت دارم؟ ع معروفی   شنبه دانی؟   یک غـریبـه ایده طولانی تحملی بیاوراحتمال گریستن بودم از بسیار فروغ  و گزیده مهربانی منــجلاب جمعه احتمال آیی  یک سیگار سفیدپاکتی جریمه نانوشته سین هفت سفره پایانی کلاغ بود بچه صدای سبزی سلمانی بگذریم سیب سکه سلام سکوت و بشـری بـهترین خـودت همیشـه زدی بـه چـه خـواباز هات کشیشاید فقـط خـرابـم خـرابشایـد شبیـه دلـم دیـده رهـایـم تصمیـم منفـی بـدجـز قـرصهـای اضطـراب؟اصـلا ضـد فکـرهـای اعتصـاب؟جــز بیقـراری کنـی؟جـز غـم كنیم انـدوه پیر نمی‌خواهدبه گشت جوان وصلگيرم زليخا مضحكه سرزنش دشمن نفسي هواي تنگاین محبوس دریاست تماشا جدايي قيمتيك دوستتاوان مي‌دهم جای رابه تودر کشم جایت چقدر منتمام تحویل فقط قيمتمقصود بودديديم، ولي نظری دوشنبه قيمتف قيمت؟ فردا که؟آن کنار فروختعقل عمری کمین دام بود، لبی سجده سبو ع سبویم قزوه شنبه که؟باز که؟سبزی تکرار افتادهچشم آهو آوردبعد پژمردن که؟ دوشنبه «دوستي» قيمت، قيمت؟امروز مژده که؟غنچه حمد شکار شنیدن داردگل مزار سرخی بازوانم خالیست 1389 مهر 1389 آبان 1389 آذر 1389 شهریور 1389 خرداد 1389 فروردین 1389 اردیبهشت 1389 دی 1389 بهمن 1390 شهریور 1391 بهمن 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اسفند 1390 فروردین 1389 اسفند 1388 بهمن copyright irannaghsh b10411 نیرو blogfa گرفته designed وب 1388 آذر 1388 دی 1388 آبان 1388 مهر 1388 آرشيو امکانات 1388 شهریور 1391 فروردین 1391 اردیبهشت نگاه باقی لبخند یاد باشیم داشته فردایمان چیزی درباره فروردین1391 یعنی فصل امروزمان بهارپروردگارا عاشق بودیم 1391 مهر 1391 آبان 1391 شهریور 1391 مرداد 1391 خرداد 1391 تیر 1391 دی 1392 اسفند نیستم آرشيو سراینده مطالب تیر 1392 خرداد 1392 فروردین 1392 اردیبهشت شراب، شرابم عاشقم خودم، نمی‌دانم منم نخوابی خوابمتو نمی‌برد عاشقم اما خیلی آن‌قدر شانه‌ام، محکم نیستم خواندی مرا، غزل‌های ندانی، بخواب روزم فرسوده شنبه گذشت آرزونه سلامم او نه درخت می‌افتد ریشه آسوده ز کندن تبر اشاره گردمکه مرا نگذار فروپاشی صدها نیستم تو غمی، یادگاری سمت تبر، تو، مانند خودمون فهمیدیم نیاوردیم   پنجشنبه زارع نجمه جنگ آمدی قضاوت حالا خودت، بی‌گناهم می‌شود، تلنگر بند جایی سرت؟ گفتم مَحرم نیستم مجذوب ولی، پروازم سلام، قیامم های، هوی غزلهمه‌اش همه‌اش هو هله حبیبم امشب نسرودم اجل، حزین رفو نشوی مِی نشین گلو غزل، خبرکه غمش شنیدی؟ گران بِبَریدم دوش، می‌فروشکه کوی گوش بخوان دلم  من، او هله جانِ نوشتی؟ جان، آه، راهنکند اشک بریز چشم، آبرو نه شرر، جانم نمازنه ارزد نمازم قیامنه نماز، وضویم نشکند وضو دل نظرنه حسب‌حال، »،  «لاشریک جا  «وحده اشک، » نبرد استهمه است، آمدم، گفت‌وگو نه می‌رومنه سربلند، زمزمه سرفرو همه مردیم پيوست و  رام ابروی کن   به اشتیاق من بگیر جمعیتی سیاست ام، تو کارآمدی کن سپس کن  اگرچه تیغ نکرد زمانه قتل کن   شهید آوردم خون باب حرام نرسید کن   لبم چرا؟ کهنه پاس را به سرگشتگی نام کن   شراب محاکمه درین ندارد حتی مرز شده آزاد تو یا رها شیفتگی صدا-تو آزادگی آتش،همه یکسره ذرات تو پژواک هرچه نشنیدم ای شعبده بازان من؟ تا مخلوق دهم،از خلق بهمنی دوشنبه تو؟م ازاین جا-تو پاسخ هرگز سیاست؟ دیگر نه،که تو وقتی هست یعنی رسید لبم تو قرار عباسلو یکشنبه توام تنگم هاستآه، گله افتادمژگان تیمور  با دوست‌ترم او راضی‌ست نشابوری مغول که از شدن عادت بین هستی هاستآسمان فرقی زدن داردبال آبدر مهتاب حوصله کم هاستمثل عکس رخ افتاد؟  من شور، افتاد  از افتاد در خیر ناکامی چاک دید؟ بر تور خسته‌ای کنع مرحمت بدیع یکشنبه دل، ماهی جز وصله‌ی نزدیک تا مغرور کمی صخره‌ها بیفتد دریا کوبید فواره‌ی رفت این افتاد؟  از ناجور اصل خودش بالا نبودیم من خاک بودی تهمتـی گــــــــــاه صحبتیکو راز رفیق آبرویم ﺁﺑﯿﺴﺖ ﻧﻪ ﮐﻪ ﻣﻦﻧﻪ ﺗﻮﮐﻪ “ﻣﺎ” ﺗﻨﻬﺎ داری؟ کــــــــــــــو عشقم نسیم باخبر شد، پرپر شدغنچه‌ای راحتـــــــــــیتا باشی داستانم پرطاقتی؟شمع آتش گـــــــــرفتشرح نشنیده ﺍﻧﺘﻬﺎﺁﺳﻤﺎﻧﯽ ﺑﯽ اتهام در هست تفهیم افتاد شب یادها، وقتی دوستان ایران شد لینک بود وقتی تهمتـی روزگاری عاشقانه وقتی عاشقانه دلگیری آخرين روم آبرویم مطالب جشن نقش عسلستان استاد ﻣﯽ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺭﻭﻡﺩﺭﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﮕﯽ ﺁﺳﻤﺎﻥِ ﺗﺮﯾﻦ ﺑﻪ ﺭﺍ جشن نیکفال روم ﺟﺸﻦ ﻣﯿﻼﺩﺕ ولی کــــــــو بیایی نبودی خریداری من برگ خزان باغبان پاییزی بود تو من روزگاری من شب پرستاری هجران نکند آزاری قصد نیز نیامد راز کافیست خستگی مرا،ای خواسته بسته تو دیشب تو از دیدار،در دلداری پی هست میکشم تو هر بیاید روزگاری آفتیروزهایم عــــــــــــــــــــاشق یکایک دیـــــــــــــــدن بنشیند نداشتکاش ایمان خرمن می‌کردم غیرتی؟گریه زاهد قنوتم مــــــــانددور غبار حســـــــــــــــــــرتیبس‌که بوسیدن جرئت لبهای تـــــــــــــــــــوآبرویم نظری جمعه تهمتـــــــــــــــــــــی ف رغبتــــــــــــــیمن ندارد بهاران دامان پژمرده شــــــــدباغبان فروردین چلچه هاستبی جاي حرير خانه خنديدن نيست جاي نيست بايد ماندن جنس است پرده زندان زده است پنجشنبه زيباست سحرانگيز زيباست نقش كوچه گذشت به تحرك بطن جاريست ***** تن تماميت پيراهن زيبايي جوئيد عشق گذر تكاپوي x تبلیغات كنان را  جوي سرزمین مناین ماتم نظری سه ســـوم هفتــــم چهلـــم ســـــال چنـــد دیگــــربایــــد ســــال بشكند ف مي‌رسدقيمت آبشاري پاي بشكندكاروان غنچه‌هاي روزي سرخ، عــــزادار نبـــودن گشتهر بازنخواهی چند اینجا بهشت استبی شاد خدایان دگر دارمدانم باشــــــم هایـــــت ؟ جمعه بیهوده انتظار نيست مهرباني تن، میلادم من۰۰۰۰۰ جمعه روزگار خلاف تکراری آرزوهایم بارانی دلبر بخیر استشب نفست پریشانی پیشانی  من منماه همیشه و که که می زیستن مرا امید     جمعه شهریور1391 دنبال دارم؟ کنارم بودنت سختی بهار گذرد اما پائیز گونه مبارک   پ سرگردان استوقت بنشينيم قرص ريزند گاهگاهي ناني بخوريم از بايد همهء عشق گامهامان عاطفه شبهامان طرحي بهم جامه نزديكند و ميخواهيم روزهامان امروز كوتاه كنند و دارم محمدتقي  واژهء خاني متخلص سردی آرام چهارشنبه بينديشيم بگشايد دري تفاهم انگشت روز نقب نقب دري زير مخواهتخته‌سنگي حواسم دریا پرت کوزه شکست  در اختیار شکست  ناگهان- پیمانی کجایی شدم،تو بگیری من؟گر مستم می‌داشتم،زندگی فرهاد کوهستان ایی آیینه،هر شکست  عشق زانو گام غرور میزنند سنگم کوه،هی صدا عاشقت هستم شکست  بعد گم هیاهو دوری پرسمت عشقو جواب خواست هاست یکشنبه هاستباز زلزله ریختن بیم استمثل شهری گسل ساغر شکند خوش‌تر ندیدم جادوی تو،ای فریادهاگم مادر یادها،من یادها، پیمانه فرق پیمان داند، جمعه خرد قامتم چه غم نمي‌رويد، گر شاخساري آيينه بشكندبايد بشكندگل بي‌قراري قدم خاطراتم بزنی یکشنبه قلب بشكند برق نگاهي مزاري سنگ بشكندشانه‌هايم زلفت پس ندارد، كرد سينه‌امصبر غباري مي‌شكستپيش بشكندگر بخواهم برويد راحتی،با مبل برگرداندنت فلانی ندارم  هرجا میکنم وقتی  فقط هرجا اسفند1391 پیوستم اندوه رویت آنچه نشکستم زد، آنقدر بگیرد سرم پشت جمع میکنم، که دهی نتوانی  عطر نمیگردم چشمانت، باز گریه نگیری  و  بر وجهی

Highlighted Content Analysis

Cloud of Keywords from all content
High relevance
 

Medium relevance
 

زیباترین عاشقانه شعرهای

Low relevance
 

زیباترین عاشقانه شعرهای

Very Low relevance
 
persian iran farsi weblogs weblog iranian b10411 وقتی دلگیری تنها زیباترین شعرهای عاشقانه blog