Build your own keyword analysis with our tools
SEO Report
Server Infos
Backlinks

HTML Analysis

Page Status
 

Found

Highlighted Content
Title

... زیباترین شعرهایی که تا به حال خوندم

Description

... زیباترین شعرهایی که تا به حال خوندم - ... هر کس روزنه ایست به سوی خداوند . اگر اندوهناک شود ، اگر ... به شدت اندوهناک شود

Keywords

... زیباترین شعرهایی که تا به حال خوندم,be5tpoems

H1

H2

H3

H4

H5

Text Analysis

Cloud of Keywords from all content
High relevance
 

تو از که می در را نمی است این كه یک های شود هم هر تا آن نیست چه خواهد روز دست شده نگاه روی زندگی چگونه نوشته مرا بی توسط نیستی باشد تمام یك بود  پ ببینی جای کسی سال شب hakime| اگر خواهی باشی خواهم تر چشم   پ 1392ساعت ای همه خسته یا هیچ برای دنیا خانه شد دوست باز بهار مرگ صدای وقتی گل سیب فکر عباس دور هزار باغ زیر بودم همیشه هایت آینه باشدنمی غم راه رفت سبزتر نام

Medium relevance
 

خیلی خویش مرد مثل خاك بودی شیرین دل جز هنوز چیز بیست روح خود سی عاشق انسان کرد مهربانی میان كوه کن آتش نبود باید ابر موقع عطر پدر دوشنبه تری بزرگ توست جواب گاهی غیر غار جوانه جنگل شنبه سفر بیا آخرین برق جان شاخه پی نتوانی زنده تواند کردم سر هات هایش دانم ترانه پاک زخم کردی 1391ساعت ایم دلم رنج چقدر فردا خودم امروز روزگار کار نم بودن چهره چنین شعر دست‌هایم معروفی درخت خداوند بهمن میرم کس

Low relevance
 

باید ابر موقع عطر پدر دوشنبه تری بزرگ توست جواب گاهی غیر غار جوانه جنگل شنبه سفر بیا آخرین برق جان شاخه پی نتوانی زنده تواند کردم سر هات هایش دانم ترانه پاک زخم کردی 1391ساعت ایم دلم رنج چقدر فردا خودم امروز روزگار کار نم بودن چهره چنین شعر دست‌هایم معروفی درخت خداوند بهمن میرم کس خرداد آزادی توی پر آغوش فرزند تبسم درد خواب فریاد بوسه قفسی من در قشنگم کجای جهان خاک بگیر اندوه شعرهایی پیش پناهی مــــــرگ چند زیباترین دیوار شروع زیتون فریدون لحظه خدا خاطر گریه كرد هلاك دکمه بدنت خوندم خیس بلند گلوله حسین طعم بسته باران دشت جمع کرده تنها نیمه خبر لای خار جنگلی ناله مرده دارم بگیرم دیدگان اندوهناک عکس قدم بدون گذاشت اختیار بهشتی اند سوی شعله ترا دین درختم قافله تکه کز سبک دانه مشیری کردند آب طرف دره خراب خیابان ریخت عمق اکنون سوخت بودنت دیده شاید روزش طاقت كجا چشمانت نفر سبز یعنی خیره تنم نخ تبار طولانی کفش گذشت کلاغ پرواز بهارانم گویند عشق سمت نگاهت آدم نیاز کنی مرگم غمگین سری انجام       ولی یکم مرداد دلت تاب يكي تبدیل مُردیم جمال دردمند همین چشمان گفت شدچشم دشمن سرخ دوباره گنبد می‌کنم وصف زد برد اردیبهشت واژه پناه شیشه سنگ hakime یکشنبه ساکت نباشم دهد انجیری جوري خورشید آرامش زمان دگردیسی

Very Low relevance
 
خرداد آزادی توی پر آغوش فرزند تبسم درد خواب فریاد بوسه قفسی من در قشنگم کجای جهان خاک بگیر اندوه شعرهایی پیش پناهی مــــــرگ چند زیباترین دیوار شروع زیتون فریدون لحظه خدا خاطر گریه كرد هلاك دکمه بدنت خوندم خیس بلند گلوله حسین طعم بسته باران دشت جمع کرده تنها نیمه خبر لای خار جنگلی ناله مرده دارم بگیرم دیدگان اندوهناک عکس قدم بدون گذاشت اختیار بهشتی اند سوی شعله ترا دین درختم قافله تکه کز سبک دانه مشیری کردند آب طرف دره خراب خیابان ریخت عمق اکنون سوخت بودنت دیده شاید روزش طاقت كجا چشمانت نفر سبز یعنی خیره تنم نخ تبار طولانی کفش گذشت کلاغ پرواز بهارانم گویند عشق سمت نگاهت آدم نیاز کنی مرگم غمگین سری انجام       ولی یکم مرداد دلت تاب يكي تبدیل مُردیم جمال دردمند همین چشمان گفت شدچشم دشمن سرخ دوباره گنبد می‌کنم وصف زد برد اردیبهشت واژه پناه شیشه سنگ hakime یکشنبه ساکت نباشم دهد انجیری جوري خورشید آرامش زمان دگردیسی شنوم نبودن پلك كنم دادرسی دلتنگي برايت ماست در زندگي رفتم نباید تـــو غبار سربی نباشم بوي هات يادم كنارت گویی رود بودن هرچه گسترده ؟ گل بال بیدارست است تو یاد مـوافق بیمارست دو سالار ستاره مـیـتوانی پرنده سوخته شمع ميبازم  باشی دعای امید خـدا خواستم عبث دو ديدنت اینجا مـن رها خوابند بجز ميشويم و پسی رمیده است غروب ازت غریب در رواق پلكي يكبار خــدای برخیز پیش‌رو ميخوريم در ایوان کشاند و انجیرشب نامِ شبو نمادِ اسمُ توصیفُ نبود،که نبود وانجیر، میوه وعطر توصیف تنومند، اُکالیپتوس نامی بارید باران، نداشت استعاره نمادُ روزها آشنای هیئت آری چرخه نام، در همچنان انساندر نهائی همراه بودو رنگ، ساحل خشک،تا زایش مان پایان بلوطِ سیاه دق بگذار بگویند کنند  پــــــَــــــــر تقدیم ویژه، پست خواهند حسودان بخواهند شوند عشقت،تمام بگیرند  نمی مبگذار وجود توانند به بهترینِ زندگیِ ماهه هشت نشستو گی ماندر شدیم خورده قالب کلاغی انجیر بارد،بر چهار چهاردهم زمینی سراسر وسپیدارهای واُکالیپتوس بلوط مقتدرات زودی ها لب باغچه کاج کنار حوض درون نگرند تو من تو است طنین پیچیده فراز نقش باد نبودن گنجشکان ملامت گرفته کنند هنوز صدا اند ترا میگردد نسیم من چه صورت همزدنی تصویر شناخته ماند تنها دیوار به غمگینند تو ماند چراغ کند بازیگر لوح سپید به پاره سپهر ترا چنانکه ام چه ساخته خواسته نگرند آفتاب رفتنش، شیوه کلماتش،به نشستنش به چشم حافظه شو هایش خیره ادای حرف کنارت  وقتی آمدیم هست، خوب نگاهش به لبخند بین جزئیاتش کنبه بسپار انقد بلندی پنجره پیداست دیدم نگری مهر به شمعدانی چمن جاریست چگونه ببینی ، سرسری میروند، که حسرت یک سریع میگذارند هجدهم ببینی تو فروردین گویم تو خون وجودی خجسته زیست ماند گسسته تیری غرش عنانی برادر كنیم دهقان كودك نعش شالی زار بشرهای جاودانه فرو رفت  بشر تأثیر جمله بشود مدت مي‌كنم كارهایی آیا مي‌پرسم حقیقت نظر جایی ساله هفده خواندم جوری تان انگار كنید دراز گرسنه حفظ صلح حریف سینمه شرار بهشت غنیمتی افشاند دریغ كشتار هفتاد ششصد رادیو  امروز خمپاره هواپیما دهكده شدند كند بلا زرد گندم هایی لهیب چار زبانه كشد افق مزرعه برگ تازیانه چكد بیندیشیم كومه خموش جا متروك كشیده  بدهم مي‌دهم مطلب ادامه تلنگری هشتم ترانه ای اینک افراز سرو خداحافظ بوکوفسکی حرام کشیده‌اند سیفون کرده‌ام همین‌طور چارلز           ذهنم کمال ، اینک در بانوان ، زیبای یگانه پس سالها تو حالها شور مسافر زن دختران همیشه از دلبری نیکوتر اوج سالگی ، آن شهدخت ، یگانه دختر بسته‌ بند توقعات   چون تصمیم‌های غرور شرمندگی ندارند رنگی شكست كمك مهم تغییرات مي‌فهمم سؤال احتیاج دانستن ابزار روزی بالآخره سخنرانی دانشگاه دیگر بشوم بزرگی اند؟ جایم ‌اند چک خارانده‌اند پیانیست می‌توانستم جابز  استیو استنفورد ۱۹۵۵-۲۰۱۱ استعداد وقت‌ها بعضی هستم پیچ گوش آخماتووا آنا        خاطـره سُکـُـ منتظره ـــوتِ ــ ندارد غمی دوردست آن خبرهایی قلب میشنود، خبرهای میکشد  نفس بد خـنده هایِ گذرم دوش كولیان كشانی دنبال مهیب انفجارهای پای چون همسرت سیزدهم جمعه بُـلـَــــــــند کوچ بشر، كودكانت گرم فشاری سینه میوزد و نابهنگام توام، محتاج خسی خالی می‌آیی عشق خوشا نفسی سراغم منم، حیثیت شده‌ام آن‌سان می‌خورم گم دسترسی برف زخمی کهنه ناب همه‌ی هیزمی کنار آورند خاکستر شده از نرم میگذرم بادی گذرگاه زبان حضور ابتهاج هوشنگ هوسی کنم توان را در کوچک گریزد وقتی دهان دوزخ كنار كنون خاراسنگ انتظار بسوز گلو بغضی درون ره بریده آهن سیل وجب خروشان نخفته جوانی اسب شانه داری كزین ترحم شهر خوشحالم مردم نامهربان بساز ملال افتد اندر دوم موی حریم رفتن سپید دارد بگیرد   كسی پاس باریك تاریك كرده خجل اسلحه بیداد بینی خونین ضجه شنوی پیگیر تیر شهرهای گشوده وحشت دود آشیان عزیزم خیال آرزوها كودك  عدنی  كشتن بنشینیم ماتم خلق برخیزیم طبیب نزد بگریزیم نوبت نیز مادر مرتعش بانگ ویتنامی عزای دگر گریند عزیزان خویشم، یاسمنی تو جغرافیای تف هاست تنهاییمثل دوران خوانده بازی خاله آبان هجوم دورم انگشتمدور سیگار مشکوکی جبهه فصلم تنهاییفصل هوای شدمای خدای باشیتا عذاب بستم رفتنت باشم کوچه باشیدختر دیگری بودمچشم سرودنت شدمتو رانده شیطان ابعاد زدی خیانتت بودمتو منی کشتمچند خوش شدسرو شیراز قامت تراشیده ساق بزنم؟حیف کجاست شدوا حافظ قیمت شکسته بخندی پسته کرمانینرم حلقومت جنس رویاست پا محکم گناه خروج استمردم رفتیشهر آبرو بهانه کردمت رفتیزندگی معلوم سلولت کدامین بزنماز تبر کردی؟ نَسَبَت است؟که منظومه تابستان داغ خودکشی هفته دربدری کردنسی ماه بودیبت تکاپوی آوردندر کرد؟سی جنونم ببری چنگ، نه؟گیرم گیرم تن فدای کردعثل فرار سنگین سختِ میردتو بارانی روزهای بدی خودش ناشِنیده گیردخبرم انتقام کرددر عبور سوت جهانم بودیمی کور کردلهجه شک ملتهبند مشترک، هردوتا کرد؟تو طلوع صبحی نباشی مملو استتو بیمار مردهای زاییدم غروب کدام بیستون خردادیمن فرهادی؟چشم تقویمند؟ کرد؟واژه فصلی نبودی اذیتم آواریم کاروانِ ماندهر دوتا شک، خوردیم قسم نه؟ما ممنوعه ماندحسرت آزار کودک سخت استخانه مچاله تختم خالیت لبنانیتو قاچ رابا زمانه قیود مدارا خیرآبادی دبستانم،مثل لباس تنگ گسست شودباید گیرا بارقه خموشدیگر شوددرد خاموش معنا ناسروده نخواندچون ماموریت پدر،که بعد،بازهم دیگر،اول سمتی                          ثریا،ترجمه زاده تقی سیامک خیابانبه گذر اســــــــت است،یعنی فهمیدم لیلا کردبچه سانِ بدار مشعل همچو شودورد سیاهی غایت تو، هرچند گفتن دهن، گفته توستدر بین شدت ایست روزنه شکوفه سحر دری شودقفل شودبازآ حلوا شودعشق شودآتـــــش مداوا مندیگر کشماحساس سوختن شودقلبی تماشا یه دردمندِ دلِ مصیبت تلخ قصه استمی بگسلم همتی شودای نداشته باشی،دراز کردممرده روبراه هایم پاچه چشمش آنچه ساده کردمبدنش صدایش ابروهاشبا رشته طغیان خروش آتشفشانِ موهاشچشم کمان رنگین عصاره سرم دارممن نگاهی هست یادم منجر عقبق گونه یمن اصل بهتر آخرش نامه لغت سرانگشتش کم دارمزندگی خوبی اتفاق استاز خیمه رسول بداری دوستم یونان بدلیل اطلاع مشکلات برخی توست،درست نداشتن بازگشت سفری کشم استو ناگهان شدن محو ثانوی نظری بخیه باریدم سکوت آوردمدر فراوان برقصم برقصاندم، استتا بریدی آوردمهی صفر خوب تومور تایید اضطراب کافی برایت جسدم بسپارکودکت مرید منی تو تو تو شعری x تبلیغات چنان بهاری سحری شبنم چهارم صالحی تحمل آسوده خیالش سکوتش ستچقدر علی سید     بهاران توست از باز مزرع دریابم بگشا تمنایم را ای هذیان سبزی سبز در خیال پلک تو دریای زیبایی وام هر گیرد را هوس نیست ای تو سبزی بهین کنمچقدر حسادت پرسی؟*بنشین شمارم بیرون بشمارم بنشیناز باری*به رفتی برم بنشینآمدی بسپارم آید بنشین*بنشین قرارم زارم بنشیندل ای*بنشین آمده بردی کنارم ننشستی علامت نیستعشق آفتابی رستگاری نیستو عمیق مجبورمبه اوقات هوا استاما داعی بنشین                                                                      مزارم انجدانی داشتن دانایی دلیل توست زندگی حمید نگذاری رفتنجا بردموقع میز دلتنگیت چی بدانم نیستیمی خوابم باشد؟اگر ملافه بالش حســــود شکلاتروی میزت چپت نویسیدست دهی؟می پوشیده ایو ترسم نداشتنت تواعتمادی انتخاب نبودی، ماندنم در انگیزه سرنوشتم بهشتی و توآرامشی خداکلافه بگوچطور دیگرتو بپیچمتا بیایی؟خنده بخشدو توکودکی کلی کبود، داشتم داد مفت گفتم واي دستم بانوي زيبا میگویند باارزش تعارف درست مصدق چرا خورد؟؟؟ ساده ارزش برایش گرفتيخدا لحظه‌ي هفتم منروز خرج صداي درآورد     بريزد  ابد شد،سه اندام کنيد، عشقبازي باشکوهيشماها شوم خلقت صرف کردسه صبر آمدی شمالرنگین شمال خوانددر  و شیهه کوهو ارتفاع اسبی اعماق صافدر شود، می زردشغمگین اشبرگ دانم، نمی آوازیکه صدایی عاشقبا روستایی عابر پیری خواهدتا جویدبالینی ولگردمبستری دمی بیاسایدنمی کوله ولگردباز مهتابو مهتابدر باشی، باشدشب سلام خواهدبه هنگامکه کارکه تکرار روزکه نمناک پاییزفضای شنیده راآخرم گورم التهابی نیستبا آذر  علیرضا انتخابی دُور ردپاهای بگذاربعد بروی چشمت بزن حضورم شماره بیایی راتا   پ عظيمی سوم پنجشنبه اگزوپری عاشقانه آرام نمی ترامید گلگون باشدگل دوسنت آنتوان يادم وقتي است، مي‌آورم چيزهای نگفته‌ام فراواني زمین نگذاردو لب هافردا خنده پیدا کنمشاید رو بخشی پازلهر همان موهای گذشتامروز نگاهم دیدمکه حوله تندر بودیبا ایستاده راهرو شودگونه ای، یکی توانم داریهمه کنمهمه یکجا معروفی پ ن                     اصلاً نشانه ریزددر لبخندی، رویی،دستی، رنگی، مویی،نگاهی تنتمی سرمدلم پیچد قطاری رادر باشیدرست نباشمنمی باشند طور هستیو باشمو خوبتر بار محبوبه هنگام شاداب باشدشکوفه زانوی ترپاییز گلدان بلور یاس باز، بار، زنی گردمگل خیابانهادنبالت یابمهمه توییهمه دیروز صداها توییتمام شهرها پازل وقتی ابراهیمی نادر                         آفتابگردانندبه کجا بیستم آنجاست اعتبار

Highlighted Content Analysis

Cloud of Keywords from all content
High relevance
 

Medium relevance
 

Low relevance
 

اگر اندوهناک شود خوندم تا شعرهایی که زیباترین

Very Low relevance
 
اگر اندوهناک شود خوندم تا شعرهایی که زیباترین be5tpoems ... زیباترین شعرهایی که تا به حال خوندم شدت ایست هر کس روزنه سوی خداوند